تبليغاتX
از هر دري سخني

سالهاي پس از ميلاد حضرت مسيح سالهاي قدرت گيري مجدد روم و از آن طرف ضعف و زوال دولت پارت بود.تراژان كه سرداري جنگجو و نامدار بود به امپراتوري روم رسيد و در سال 114 ميلادي به بهانه دخالت ايران در امور ارمنستان و به قصد توسعه مرزهاي شرقي و در اختيار گرفتن جاده مهم بازرگاني ابريشم با لژيونهاي ورزيده خود عازم سوريه شد.

در ايران اختلافات سران و خانواده هاي بزرگ ايراني و اشكاني سبب آشفتگي دربار و عدم ثبات در امپراتوري بود. خسرو پس از درگيري و سركوب شورشهاي گوناگون به پادشاهي ايران رسيده بود. او وقتي از لشكركشي تراژان به ايران باخبرشد با فرستادن هدايا و پيشكش سعي داشت نظر تراژان را براي صلح و عدم پيشروي جلب كند.اما تراژان با تكيه بر قدرت نظامي زياد و ضعف مشهود پارتها اين پيشنهاد را نپذيرفت و تصميم داشت تا از فرصت پيش آمده،كار اين مزاحم هميشگي و دردسرساز در مرزهاي شرقي خود را يكسره كند.

تراژان پس از تسخير كامل ارمنستان در سال 115ميلادي انطاكيه را نيز گرفت. سپس به سمت بين النهرين رفت و در سال 116 ميلادي شهر افسانه اي هاترا (الخضرا) عليرغم مقاومت جانانه مدافعان شهر به علت عدم اعزام نيروهاي كمكي از سوي ايران به تصرف سپاه روم درآمد.شهر هاترا به اين سبب مشهور بود كه عليرغم جنگهاي بسيار بين دو امپراتوري و نزديكي به مرزهاي روميان هيچ گاه تسليم آنان نشده بود و از حيث شكوه و ثروت نيز زبانزد بود.تراژان سپس از طريق فرات به سمت جنوب حركت كرده و بابل را نيز به اشغال درآورد.اشتهاي سيري ناپذير تراژان و عدم مقابله جدي سپاه ايران او را به سمت پايتخت اشكانيان متمايل كرد.سپاه  روم پيروزمندانه در دل امپراتوري پارتي بدون دردسر خاصي به پيش مي رفت و سرانجام تيسفون و سلوكيه و شهرهاي جنوبي خوزستان به اشغال دشمن درآمد.اين اولين و البته آخرين بار بود كه سپاه روم تا اين حد در خاك ايران به پيش رفت. روميان با تسخير تيسفون علاوه بر بازپس گيري پرچم هاي لژيون كه در زمان كراسوس و در نبرد كاره (حران) به دست ايرانيان افتاده و موجب سرشكستگي آنان گشته بود ، تخت مشهور زرين شاهنشاه ايران را نيز به غنيمت گرفتند.

خسرو با آگاهي از قدرت چشمگير ارتش تراژان و ضعف قواي خود دست به ابتكار جالبي براي رهايي از اين خطر دهشتناك زد.او به تحريك مناطق اشغال شده همت گماشت و به اين ترتيب تراژان از قطع شدن خط ارتباطي با پشت ميدانهاي نبرد و به طور ويژه سوريه هراسناك شد.او با اجباردست از پيشروي كشيده و براي سركوب شورشها به بين النهرين بازگشت. بارديگر شهر هاترا با مقاومتي جانانه و البته اين بار با حمايت سپاه پارتي تراژان جنگجو را واردار به عقب نشيني كرد.

خسرو اكنون با اطمينان از خستگي سپاه روم طي نبردهاي سه ساله دور از وطن، در سال 117 ميلادي به سمت بين النهرين حركت و ابتدا تيسفون را به تصرف درآورد و در تدارك رويارويي اصلي با تراژان بودكه مرگ ناگهاني تراژان و روي كار آمدن دريان امپراتور جديد كه صلاح كار را در عدم درگبري در آن مقطع مي ديد شرايط را تغيير داد . رمي ها مجددا به سوريه عقب نشستندو تنها شمال ارمنستان و آذربايجان آن روز در اختيارشان ماند(سال 122 ميلادي).

اين جنگ عليرغم شكست نسبي پارتيان نشان داد كه عبور از سد ايران براي دستيابي به شرق افسانه اي و ثروتمند همچنان سخت و حتي غير ممكن مي نمايد اما غرور از دست رفته روم به آن باز گردانده شد و در عوض نشانه هاي زوال امپراتوري پارتي را نمايان ساخت .
+ نوشته شده توسط مثل هيچكس در 87/10/12 و ساعت 18:56 |