تبليغاتX
از هر دري سخني

مارك آنتوانت پس از ازدواج با كلئوپاتراي معروف ، شمال آفريقا و آسياي صغير را در دست گرفت.رم در اوج قدرت بود و تقريبا تمام دنياي متمدن آن روز را در اختيار داشت و تنها در شرق موفق به ورود به خاك ايران نشده بودند.

آنتوانت و سردارانش قصد انتقام خون كراسوس و 20 هزار لژيونش را كه در نبر اول (نبرد كاره - حران) به دست پارتها كشته شده بودند را داشتند.دولت پارت نيز بين النهرين و بخشهايي از آسياي صغير را در اختيار خود داشت.آنتوانت به دنبال بهانه جويي براي شروع جنگ بود و پس از تجهيز كامل ارتش خود به طور مشخص تمايل خود براي جنگ را ابراز نمود. از آن سو فرهاد چهارم پادشاه ايران بود. او تمايلي به جنگ نشان نمي داد و حتي حاضر به گفتگو و پس دادن پرچمهاي لژيون روم كه در نبرد كاره به دست ايرانيان افتاده بود نيز شد.اما آنتوني تنها شكست پارتها و  ورود به خاك ايران را در سر مي پرورانيد.بنابراين فرهاد نيز جانب احتياط را رها نكرده و به تدارك سپاه مشغول گرديد. نبردي بزرگ در انتظار هر دو سپاه بود.

آنتوانت با سپاهي بسيار بزرگ تر از سپاه كراسوس وارد معركه جنگ شد.او با 60-70 هزار لژيون ورزيده كه هريك توان نبرد با سه سرباز را داشتند به همراه 10 هزار سوار و 30 هزار پياده ذخيره وارد جلگه بين النهرين شد. ارتاوسدس پادشاه ارمنستان نيز سپاهي 13 هزار نفره به پشتيباني رمي ها تدارك ديد. در تابستان 36 قبل از ميلاد رمي ها به فرات رسيدند اما دفاع محكم و غير قابل پيش بيني ايراني ها آنان را وادار به عقب نشيني كرد تا به ارمنستان عقب بنشينند. پادشاه ارمنستان كه از سرنوشت نبرد قبلي درس گرفته بود پيشنهاد حمله از سمت ارمنستان و آذربايجان را داد تا سواران پارتي نتوانند در مناطق كوهستاني از برگ برنده خود كه چابك سواري و تيراندازي بود بهره كافي ببرند. در اين مدت فرهاد چهارم با استفاده از سازمان جاسوسي خوبي كه داشت از تحركات دشمن باخبر گرديد و به سرعت نيروهاي خود را به شمال منتقل كرد.در آنجا نير عمده سپاه را در آذربايجان نگاه داشت و بخشي را به سمت ارمنستان گسيل داشت.آنتوانت بي خبر از پيش بيني هاي فرهاد،  براي اين كه  ابتكار عمل را در دست گرفته باشد سلاحهاي سنگين و قلعه كوبهاي خود را به همراه بخش كوچكي از سپاه به جا گذارده و خود با سپاه اصلي به سرعت و به قصد تصرف پراسپا پايتخت آتروپان (آذربايجان) راهي آنجا شد. اما در كمال تعجب مشاهده كرد كه ارتش فرهاد در آنجا مستقر و منتظر رسيدن او هستند. تاكتيك اشتباه آنتوني باعث شد كه مجبور به توقف تا رسيدن منجنيقها و قلعه كوبها گردد. اما بخشي از سپاه پارت كه به سمت ارمنستان حركت كرده بودند ، خط ارتباطي تداركات سپاه روم را قطع و تمامي ماشين الات جنگي آنان را به غنيمت گرفته و تمامي محافطان و همراهان كه تعدادشان در حد هزار نفر بود از بين ببرند. اين پيشامد پادشاه ارمنستان را متقاعد ساخت كه كار آنتوانت ساخته است و بي سر و صدا سپاه خود را از معركه بيرون كشيد.

آنتوانت متوجه شد كه قرار است بلاي كراسوس بر سر او و سرداران و سربازانش بيايد. با توجه به كمبود غذا و فرا رسيدن پاييز از سوي ديگر  دستور عقب نشيني را صادر كرد، اما سپاه پارت با حملات پي در پي  اجازه انجام راحت اين كار را نمي داد.در حوالي تبريز امروزي پارتها سپاه روم را تحت فشار شديد قرار دادند اما فلاخن اندازان رومي كه از گلوله هاي سربي استفاده مي كردند و همچنين سواران زبده گل (مردمان شمال امراتوري روم) آنها را به عقب راندند. اما اين پايان ماجرا نبود.

پارتها 19 روز مداوم با جنگ و گريز رومي ها را خسته و درمانده كردند و سرانجام در نبردي بزرگ در حوالي رود ارس  8 هزار رمي را از بين بردند. سپاه روم به سمت غرب رو به فرار نهاد اما فرهاد با دور انديشي از تعقيب آنان صرفنطر كرد. سرما و گرسنگي تعداد بسيار زيادي از سپاه در حال فرار و عقب نشيني روم را از پاي درآورد تا نبرد دوم ايران و روم در پاييز 35 قبل از ميلاد نيز به سود ايران به پايان برسد.

+ نوشته شده توسط مثل هيچكس در 87/05/05 و ساعت 7:30 |

اي مردم !

 بهترين سخنان را به گوش هوش بشنويد و با انديشه اي روشن و ژرف بيني آنها را بررسي نماييد. هر مرد و زن راه بد و نيك را خود برگزينيد.

 پيش از رسيدن روز واپسين همه به پا خيزيد و و در گسترش آيين راستي بكوشيد.

 

اي خداوند خرد !

هنگامي كه در روز ازل جسم و جان آفريدي و از منش خويش نيروي انديشيدن و خرد بخشيدي، زماني كه به تن خاكي روان دميدي و به انسان نيروي كار كردن و سخن گفتن عنايت فرمودي... خواستي تا هر كس به دلخواه و با كمال آزادي كيش خود را برگزيند.

 

 

+ نوشته شده توسط مثل هيچكس در 87/04/30 و ساعت 14:32 |

 

نبرد كارهه (حران)

 

اشکانیان (۲46 ق.م -  ۲۲۴ م.) از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودندواز ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی خوانده می‌شود. این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ های ایران و روم آغاز شد.از مهمترين اين جنگها كه نقش تعيين كننده اي در تاريخ دوره خود و پس از آن در سطح منطقه و بين المللي داشت نبرد كارهه يا حران بود.

 در سال 57 قبل از میلاد  ارد و برادرش مهرداد سوم علیه پدرخود یعنی فرهاد سوم شوريدند و وی را به قتل رساندند. طبق سنن پادشاهي می بایست مهرداد که فرزند ارشد پادشاه مقتول بود بر تخت می نشست. اما نفوذ ارد در بین بزرگان و اشراف و حمایت خاندان های بزرگ به او جرأت داد تا مهرداد را تعقیب و او را مجبور به فرار از ایران کند. مهرداد به امپراتور رم پناهنده شد.او ابتدا قول مساعد برای کمک دریافت کرد ولی پس از آن که دریافت که این وعدها عملی نمی شود خود دست به کار شد و با سپاهی بابل و سلوکیه را در جنوب بین النهرین تصرف کرد. اما سرانجام در نبردی با سپاهیان ارد به فرماندهی سورن (سورنا) شکست خورد و به فرمان پادشاه( مهرداد که برادر بزرگش بود) در حضور وي اعدام شد (53 ق. م) . سورن در زبان پهلوي به معناي نيرومند آمده است.     

سورن رهبر يكي از هفت خاندان مهم ايران بود. او ایالت سیستان را تقریباً به صورت خود مختار اداره می کرد و دارای یک سپاه جنگاور ده هزار نفره بود.

همزمان با این تحولات، روم تحت حکومت سه نفره (تریوم وایرتوس) اداره می شد.یکی از این 3 نفر کراسوس نام داشت که ناحیه آسیای صغیر و سوریه را دراختيار خود داشت. دو حاکم دیگر روم یعنی ژولویس سزار و پمپئوس پیروزیهای درخشانی در نواحی تحت حکومت خود به دست آورده بودند. کراسوس خود سردار جنگی مشهور بود.او كسي بود كه شورش بردگان روم به رهبري اسپارتاكوس را با درايت و شجاعت خود سركوب نمود و اكنون قصد آن داشت تا با شکست دولت قدرتمند پارت جایگاه خود را تحکیم و شايد به عنوان امپارتور روم ، شرق و ايران را نيز به تصرف خود درآورد و به اين ترتيب به عنوان اسكندري ديگر خود را در تاريخ به ثبت برساند.

آرتاواز پادشاه ارمنستان كه هميشه منظر فرصت براي افزايش قدرت بود و سعي داشت هميشه جانب قدرت را بگيرد تا از قافله عقب نمانده باشد به کراسوس پیشنهاد یک پیمان نظامی و اختیار قرار دادن 16 هزار سواره و 30 هزار پیاده را داد.البته برخي اختلافات مرزي و مذهبي نيز در اين پيشنهاد دخيل بود. اما کراسوس سرمست از پیروزی ها و فتوحات اولیه در بین النهرین، شكست پارت ها را به تنهایی و بدون کمک دیگری ممکن می دانست و به این پیشنهاد پاسخ رد داد.

ارد به هنگام پیشروی کراسوس در بین النهرین به او پیشنهاد صلح داد اما کراسوس در پاسخ وی نوشت: "پاسخ شما را در سلوکیه خواهم داد" که منظور وی فتح ایران بود. ارد در پاسخ وی به طعنه نوشت: "اگر در کف دست من مو مي بيني، ایران را خواهی دید". اين جمله شاه ايران تا مدت ها بر سر زبان مردم هر دو كشور بود.

 با توجه به فرارسیدن زمستان، کراسوس دستور داد تا پادگانهای رومی در منطقه احداث  و چند لژيون در آنها مستقر شوند وخود به سوریه بازگشت تا نبرد اصلی در بهار رخ دهد. این فرصت مناسبی برای پارتها برای سامان دادن به سپاه خود بود.

در بهار53 ق.م کراسوس با لشکری عظیم و نیرومند وارد بین النهرین شد. با شنیدن این خبر ارد سپاه خود را به دودسته تقسیم کرد. بخش کوچکی از آن را خود فرماندهی کرده و با توجه به عدم اعتماد به پادشاه ارمنستان به آنجا حمله برده و ارمنستان را تسخیر کرد تا خیالش از بابت هر گونه همکاری او با رومی ها آسوده باشد. بخش اصلی سپاه به سورن سپرده  شد و او به کار زار با کراسوس رهسپار شد.سورن در حران كه رومي ها با آن كراهه مي گفتند،جلوي پيشروي كراسوس و سپاهيانش را گرفت. حران دشتي خشك در منطقه فرات شمالي بر سر راه عبور كاروانها به سمت شهر باستاني اور در بابل قرار داشت.نام اين منطقه از زبان سومري گرفته شده و به معناي "چهار راه مسافران" است.

سورن که سرداری بسیار باهوش و شجاع بود، لشکریانش را به چند گروه تقسیم کرد و دستور داد تا در پشت تپه ها پنهان شوند. بخشی از سپاه را به صورت مستقیم در برابر کراسوس و سپاهیانش قرارداد و از آنها خواست که اسلحه های خود را در زیر لباس پنهان نمایند. کراسوس با اطمینان کامل از قدرت لشکرخود كه فراتراز 42 هزار نفربود به جلوداران خود دستور داد تا ترکیب فالانژ بگیرند. این به معنای آن بود که سربازان مجهز رومی با قراردادن سپرها ی سنگین در جلوی خود و عبور نیزه های بلند از بین سپرها به شکل یک دژ زرهی مستحکم در آیند.

سورن در این هنگام با صدای طبل به واحدهای مخفی شده در پشت تپه ها دستور حمله داد و این گروه ها از هر طرف به ارتش روم تاختند. این عمل سبب شد که فالانژها مجبور به تغییر موضع و موقعیت خود شوند، اما سرعت سواران ایرانی بسیار بیش ا زسرعت لژیون روم بود و باران تیر بر سرو پاي آنها باریدن گرفت. حرکات زیگزاگ سواران پارت و تیرهای ترس آور آنان که در آن مشهور بودند، نظم سپاه کراسوس را در هم ریخت. اکنون گروه مستقیم سپاه که روبروی ارتش کراسوس بودند سلاح و زره خود را نمایان ساخته و بر لشکر درهم ریخته کراسوس حمله ور شدند.

با کشاندن لشکر روم به بیابانها  تعداد زیادی از آنها با تیروهای سواران تیز تک اشکانی از پای در آمدند. در این هنگام فابیوس پسر کراسوس با سپاهی سنگین اسلحه به یاری پدر شتافت. دلاوری او و سوارانش براي ساعاتی از فشار حملات پارتی ها کاست اما در نهایت او و تمام سربازان شجاعش کشته شدند. هنگامی که کراسوس قصد دستور مجدد حمله را داشت، ناگهان سرپسر خود را بر نیزه سواران اشکانی دید و روحیه او و سربازانش به شدت تضعیف گرديد.به پیشنهاد اکتاویوس یکی از سرداران کار کشته، کراسوس دستور عقب نشینی به مواضع کوهستانی برای محدود کردن سواران اشکانی را داد. اما راهنمای عرب آنها خود جاسوس پارتی ها بود و يا به اشتباه کراسوس با سپاهش را بر روی تپه ای گرفتار كرد. سورن به کراسوس پیشنهاد صلح داد.

                         

سواران سبك اسلحه پارتيسواران سنگين اسلحه

مرگ کراسوس:

مرگ کراسوس یکی از نقاط مبهم این نبرد است. کراسوس با گروهی از همراهان خود به محل مذاکره حرکت کرد و ناگهان درگیری با سربازان این پارتی روی داد که منجر به کشته شدن کراسوس و دیگر همراهانش گردید. برخی بروز شورشی در ارتش روم و تعرض به سپاه اشکانی را علت درگیری مجدد می دانند. برخی نیز نقشه سورن را به دام انداختن و کشتن کراسوس را عامل درگیری و مرگ او می شمارند. عده ای نیز به عکس معتقدند که کراسوس و همراهانش قصد داشتند که نهایت استفاده را از شرایط پیش آمده داشته و قصد کشتن سورن را در محل مذاکره داشته اند.

به هر روی با کشته شدن کراسوس سپاه آشفته و در هم ریخته روم متوحش و پراکنده شدند. گفته می شود از سپاه روم 20 هزار نفر کشته، 10 هزار نفر اسیر و 10 هزارنفر دیگر نیز در حین فرار به مرزهای خود به سمت سوریه، اسیر و شکار قبایل اعراب بیابانگرد شدند.همچنين پرچمهاي لژيون كه سمبل اقتدار و آبروي محسوب مي شد به دست پارتيان افتاد كه موجب سرزنش و سرشكستگي چند ساله روميان بود.

این خبر در دنیای آن روز تاثیر بسیار چشمگیری در تقسیم قدرت جهانی داشت. برای اولین بار، ارتش نیرومند روم در برابر یک دولت شکست قطعی خورد.دولت اشکانی با اين پيروزي بزرگ خود را به عنوان عامل قدرتمند در جلوگیری از پیش روی امپراتوری روم به شرق معرفی و به عنوان قطب دوم دنياي آن روز تثبيت شد.

از جمله نتايج جالب اين نبرد شيوه و تاكتيكي بود كه پارتيان به كار گرفتند.آن ها به محض آن كه احساس مي كردند كه دشمن سعي در ايجاد فشار و برتري در ميدان دارد، تا حدي كه از خطر آنها در امان باشند عقب مي نشستند و سپس دوباره سازماندهي كرده و بار ديگر به صورت نا منظم و البته هماهنگ شده بر دشمن مي تاختند. اين شيوه به عنوان یک تاکتیک در تاریخ جنگهای جهان به ثبت رسید، چنان که برخی جگ و گریز پارتیزانی را از کلمه پارت می دانند.

 

 منابع:

1-              100 جنگ بزرگ تاریخ- علی غفوری- چاپ دوم 1386- نشر هیرمند

2-              شاهنشاهی اشکانی- یوزف ولفسکی - ترجمه مرتضی  - چاپ 1384- انتشارات ققنوس

3-              منابع و سايتهاي اينترنتي

+ نوشته شده توسط مثل هيچكس در 87/04/15 و ساعت 17:39 |